به مناسبت بزرگداشت مقام معلم
*********
ای معلم روز روز توست باز
گفتگو از ساز و سوز توست باز
باز وقت دست و دلبازی رسید
موسم افسانه پردازی رسید
بهر تمجیدت به القاب کلفت
می ستایندت که باشد سهل و مفت
گه تو را خوانند شمع انجمن
گه تو را نسرین و گاهی نسترن
گه برآرندت به اوج کهکشان
می فرستندت چو موشک آسمان
گه نشانندت به تخت سروری
گه دهندت بر ملائک برتری
این همه گفتار و اظهار نظر
کاشکی می داشت بر حالت اثر
باری از دوش تو بر می داشتند
بذر امیدی به جان می کاشتند
شد نصیب تو همه شعر و شعار
دیگران را عیش و نوش خوشگوار
سهم آنها سود و گنج بی قیاس
سهم تو خاک گچ توی کلاس
***
گر نشد کار معلم روبراه
رونق بازار از دانش مخواه
تا که در هر کوی و برزن نام ماست
عاشقیم و مفلسی فرجام ماست
***

یکی دو روز دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنی
هوای تازه می رسد ز ره
بهار می شود ...
ز خاک خفته سبزه می دمد
به دشت و کوه و باغ
پر از ترنم چکاوک و هزار می شود
دوباره عطر سنبل است و نرگس و بنفشه ها
که قاطی شمیم پرتقال و لیمو و خیار می شود
در این هوای خوش
صدای خنده تان بلند !
که قیمت گران جنسها
به یک تشر مهار می شود !!!
و از هجوم طرح های " ضربتی "
گران فروش و محتکر
به فکر نقشه ی فرار می شود !
و قیمت هویج و سیب زمینی و پیاز
جدا ز نرخ " سکه " و " دلار " می شود !
زنم ز فرط شوق
گرفته کاغذی به دست
اوامرش به روی آن
یکی یکی قطار می شود !
به خواب دیده است او
که شوهرش به سال نو
مدیر کل بانک یا خزانه دار می شود !
و دیزی غبارمند ! خانه مان
ز گوشت تازه بار می شود !!!
***
یکی دو روز دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنی
بهار می شود !
ولی دریغ ... پای من
به خانه ی وزیر ناز و مهربانمان نمی رسد
که ضمن عید دیدنی
ببوسم و بپرسمش : برار جان !
به سال نو
چه کس وزیر وعده و شعار می شود ؟!
***
تبلیغات 